قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

183

تاريخ الفي ( فارسى )

اقامت كرد . « 1 » و رافع بن حديج نيز از مدينه بيرون آمد - كه او نيز از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، حديثى شنيده بود همچو ابو ذر . گويند ذو النّورين به وى شترى چند و دو غلام داد و راتبهء شترى چند معيّن كرد و ابو ذر در ربذه مسجدى بنا كرد و در پس مجاشع « 2 » كه حاكم آنجا بود نماز مىگزارد ، و هرچند حاكم آنجا مبالغه مىكرد كه ابو ذر امامت كند ابو ذر قبول نمىكرد و مىگفت : من مطيعم نه مطاع . و ابو ذر از ربذه گاهى به مدينه مىآمد . و در اين سال خاتم « 3 » خاتم النبيّين ، كه بعد از وفات آن حضرت به دست عايشه افتاده بود و عايشه آن را به صدّيق داده بود و صدّيق بر عهدنامه‌ها و خطوط بر طريق تيمّن مهر مىكرده و صدّيق به عمر داده و عمر به حفصه داده و وصيت كرده بود كه هركس بعد از من بر مسند خلافت بنشيند به وى سپارد و حفصه آن را به عثمان داده ، آن به روايتى از دست مولايى معيقب نام در چاه ازيس افتاد . و چاه ازيس دو كروه « 4 » از مدينه دور است . گويند هرچند آب از آن چاه كشيدند انگشترى بيرون نيامد . بدان واسطه حزنى بسيار به خاطر ذى النّورين راه يافت . و گويند از همين طريق خلل بسيار در كار امير المؤمنين عثمان ، رضىّ اللّه عنه ، پديد آمد ؛ و اللّه اعلم . « 5 » و هم در اين سال در روز جمعه از جهت كثرت جمعيّت مؤذّنان را فرمودند تا بر موضع زوراء كه مكانى مرتفع بود برآمده نداء ثالث بكنند . تا امروز آن طريقهء مستحبهء مستحسنه باقى است . « 6 » و در اين سال حاطب بن [ ابى ] بلتعه « 7 » و ، به روايتى ، ابن مسعود و ابن ربيعه وفات يافتند . حاطب پدر حديبه بود و همين حاطب در زمان رسالت پناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، به قريش اعلام كرد كه خاتم النبيّين عزم مكّه دارد ، بنابراين جهت عمر گفته بود كه : يا رسول اللّه بگذار تا او را بكشم . پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، عمر را از كشتن او منع فرمود و فرمود كه او در بدر

--> ( 1 ) . اغلب مورّخان معتقدند كه ابو ذر به دلخواه خود به ربذه نرفت بلكه به دستور عثمان به اين محلّ تبعيد شد ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 67 ؛ مروج الذهب ، ج 1 ، ص 697 . نيز ؛ - سيرت رسول اللّه ، ج 4 ، ص 168 از متن عربى . اغلب مورّخان معتقدند كه ابو ذر در شام نيز به صورت تبعيد به سر مىبرد . ( 2 ) . مجاشع : مجاشع بن مسعود بن ثعلبة السلمى . وى در جنگ جمل با عايشه بود و بر كسانى كه از بنى سليم در اين جنگ شركت داشتند فرماندهى داشت و در اين جنگ كشته شد . ( 3 ) . خاتم : انگشترى ، مهر . - و . ( 4 ) . كروه : مسافتى است ثلث فرسنگ ، معادل چهار هزار گز ؛ - آنندراج . ( 5 ) . روايت اين است كه نقش آن مهر چنين بود : « آمنت بالّذى خلق فسوّى » و نيز گويند جملهء « لتنصرنّ او لتندمنّ » بر آن نقش بسته بود . ( 6 ) . مراد اوايل قرن يازدهم هجرى قمرى است . ( 7 ) . هرسه نسخه : خاطب بن بليعه . حاطب يكى از سى و دو تن خاصان صحابه بود كه رسول اللّه ( ص ) ميان ايشان پيوند برادرى برقرار كرد . حاطب با عويم بن ساعده برادرى گرفت ؛ - سيرت رسول اللّه ، ج 1 ، ص 486 .